آزمایشگاه شیمی

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

سلام ….

مرسی از دعاهاتون praying. ایشالا خدا دعاهای شما رو هم مستجاب کنه praying. از ما که نمی دونم والا شده یا نه ؟ اما ایشالا بشه happy….

ما امروز امتحان آزمایشگاه شیمی داشتیم rolling eyes. آزمایشگاه نگووووووووو بلا بگو whew!.

دیروز اینقدر خوندیم و صبح و عصر رفتیم مدرسه برای آزمایشگاه تمرین کردیم . ولی با این حساب rolling eyes….

از ساعت ۹ صبح امروز امتحان شروع شد تا دیگه نمی دونم کی ادامه داشت I don't know - New!. اما من که تازه مثلا خیلی خوش به حالم بود و اولا بودم ساعت ۱ ظهر نوبتم شد  surprise!!!!

ما اینقدر آزمایش های سوختن گوگرد , سوختن منیزیم توی اسید استیک , آزمایش بسیار خطرناک تتراکلرید کربن و …. رو انجام دادیم و معادله واکنش و موازنه و عدد اکسایش رو خوندیم nerdو حفظ کردیم که اصلا آزمایش واکنش گروه ۱ و ۲ و هالوژن ها و کالکوژن ها به چشممون نمیومد cowboy.

اما من دست کردم توی بشر و خودم رو با دست خودم انداختم توی چاه raised eyebrow big grin. و واکنش پذیری گروه اول برام افتاد . البته خوبه آسون بود happy. کلی خوشحال شدم happy.

قبل از اینکه دبیرمون بخواد چیزی بگه و بپرسه من شروع کردم به توضیح دادن cowboy. :

بله خانوم . واکنش پذیری گروه اول چون خیلی زیاده . به خاطر همین من با گیره لوله ی آزمایش رو نمی گیرم و میذارمش توی جا لوله ای ( آخه قبلش یکی از بچه ها با گیره گرفته بود گفت : چرا با گیره گرفتی ؟ یکی دیگه از بچه لوله آزمایش رو گذاشت توی جا لوله ای . گفت : چرا گذاشتی توی جا لوله ای ؟ و ازشون نمره کم کرده بود surprise.) . عناصر گروه اول رو هم آوردم و از لیتیلم شروع کردم . …. خانوم عناصر گروه اول رو توی نفت نگه داری می کنن چون واکنش پذیری خیلی زیادی دارن . بعد کبریت که بزنیم با صدای انفجار کبریت خاموش میشه به خاطر وجود گاز هیدروژن .   big grinbig grinbig grinbig grin
و بعد با فنل فتالئین اسیدی یا بازی بودنش رو مشخص می کنیم  چون فنل فتالئین بهترین شناساگر برای شناسایی بازها است . و چون باز هست پس رنگ محلول ارغوانی میشه .

خدا رو شکر ازم معادله واکنش هم نخواست البته بلد بودماااااا .

ولیییییییی این دبیر ما انگاری که نمی تونه به کسی نمره کامل رو بده .

سرعت عمل و انجام آزمایش و دقت در انجام کار رو از ۵ شدم ۵ happy. امااااااا crying crying….

موقع آشنایی با وسایل آزمایشگاهی شد . من همه رو بلد بودم . ولی اینقدر حولم کرد که crying…. . فکر کنید رد میشد میگفت : این چیه  اون چیه ؟ این چی کار می کنه ؟ اون یکی چیه ؟
ظرف آب مقطر رو نشونم داد گفت : این چیه ؟
من : خوب خانوم آب مقطره دیگه .
خانوم : نه اسم ظرفش چیه ؟
من : surprise…. ظرفش خانوم ؟ نمی دونم والا .
خانوم : آب فشان ….
رفتیم طرف پیپت ها …. . ۶۰ تا چیز نشونم داد . حالا نوبت یه چیزی که شد  اسمش یادم بودا قبل از امتحان هم به بچه ها گفته بودم اما همون موقع یادم رفت sad.
خانوم : پیپت حبابدار .
و اینگونه شد که نمره ی شناسایی وسایل آزمایشگاهی رو شدم ۴ از ۵ crying.

حالا خلاصه دیگه یادتون باشه خواستید امتحان آزمایشگاه بدین وسایل آزمایشگاه رو کامل بلد باشید . حتی اونایی که تا حالا باهاشون کار نکردین tongue.

بعضی از وسایل آزمایشگاهی عبارتند از :
پیپت حجمی – پیپت حبابدار – پوار - ارلن مایر – ارلن مایر لوله دار – بالون حجمی – بالون حجمی ته صاف – قیف – کاغذ صافی – بشر – استوانه مدرج – قیف دکانتور – دستگاه سانریفیوژ – دسی کاتور – دستگاه تقطیر – هود - بوخنر و هزاران هزار تا وسیله ی دیگه ….

                                             ……………………………

امتحانامون از ۱۹ اردیبشت شروع میشه whew!. ۱۱ خرداد هم تموم میشه happy. امتحانای شما کی شروع میشه ؟ دانشجویان عزیز – بچه دبستانیا – راهنمایی ها و دبیرستانی های مهربون happy. ایشالا همتون موفق باشید happy….

اینم یکی از بزرگترین آرزو ها ….

۸ اردیبهشت ۱۳۸۵

   خدا کنه ……..

       تو رو خدا دعا کنید praying !!!!

شرمنده شرمنده ….

۷ اردیبهشت ۱۳۸۵

سلام به همه ی دوستای گلم happy ….

حالتون خوبه ؟ من که اصلا خوب نیستم  sad….

اول از همه ازتون خیلی عذر می خوام whew! که بهتون دیر به دیر سر می زنم  …. آخه روزانه حداقل ۲ تا امتحان داریم worried .

راستی ….

اون روز داشتم درس می خوندم . چشمام خیلی می سوخت worried . از مادر خانومی پرسیدم چی کار کنم؟

گفت : بعد از مطالعه nerd چشمها خشک می شن و می سوزن rolling eyes. حدود ۲ الی ۳ دقیقه به رنگ سبز نگاه کن بعدم چشمات رو ببند .

منم این کار رو کردم . وووووووووییی چه خوب بود happy tongue.

امتحان کنید ضرر نداره tongue big grin !!!!

بازم شرمنده شرمنده شرمنده شرمنده whew!

و اماااااااااا

الان یه شعر خوندم توی وبلاگ مهدی خیلی خوشم اومد happy. بی اجازه می ذارمش اینجا . امیدوارم ناراحت نشه nailbiting….

من از این باران ها
می دانم
خانه ویران خواهد شد
                        ویران
و گیاهی که تویی بر لب جوی
ریشه در آب روان خواهی شست

پی نوشت : به همین زودی باز آپدیت می کنم happy .

 

زیباترین گل هایی که دیده ام !!!!

۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

فکر می کنید این گل ها رو کجا دیدم confused؟ توی پارک ؟ توی گلفروشی ؟ توی گلدون کریستال ؟ یا روی یک تابلوی نقاشی ؟ نه shame on you…. به هیچ عنوان !!!!

زیبا ترین گلی که دیدم happy, توی یه لیوان معمولی , داخل یک دستشویی عمومی بود surprise . تعجب کردید confused؟ آره , منم اول جا خوردم I don't know - New!. اما خیلی زیبا بود love struck.

روزی وارد یک توالت عمومی شدم , صورت خندان خانمی happy که مسئول نظافت اونجا بود , توجهم رو جلب کرد happy. او کنار دستش روی میز , دو شاخه گل rose rose, داخل یه لیوان گذاشته بود happy. خیلی از این ذوق و سلیقه تعجب کردم surprise. او محل کارش رو که یه دستشویی بود , با گذاشتن گل , برای خودش دلپذیر کرده بود love struck!!!!

خیلی ها فکر می کنن برای اینکه سلیقه و احساساتشون متبلور بشه , حتما باید تمام شرایط خارجی جور باشه , و محیط اطراف روی احساسشون تاثیر بذاره nerd. تا در یک لحظه خاص شکوفا بشه angel. اما این خانم چقدر زیبا محیط کارش رو تحت تاثیر ذوق و سلیقه اش قرار داده بود happy. شاید اگر می خواست منتظر تغییر شرایط بشه هیچ وقت به مقصود نمی رسید sigh.

افسوس که بعضی از ما از محل کارمون به خوبی یاد نمی کنیم و حتی به ذهنمون هم نمی رسه که میشه هر محلی رو , هر چقدر هم که دلپذیر نباشه , تا حدی قابل تحمل کرد happy. با صورتی خندون big grin, یا با دو شاخه گل توی یه لیوان !!!!

خیلی ها , این کار رو از محل کار و زندگیشون هم دریغ می کنن , گل که نمی ذارن هیچ , تموم گلدون ها رو هم خشک می کنن time out - New! phbbbbt. گل لبخندی که روی لب ما به روی تازه واردین می شکفه , از هر گلی زیبا تره happy!!!!

می دونین دومین گل زیبایی که دیدم کجا بود confused؟ توی یه خرابه یه خونه قدیمی که کوبیده شده بود . میون تل آجر و خاک و تیر آهن , اتاقک آجری کوچکی مربوط به نگهبان اون محل بود , که پشت پنجره ی کوچکش یه گلدون گل آفتابگردون قرار داشت love struck.

شما اسم این کار رو چی می ذارین confused؟ ذوق و سلیقه ؟ امید …. ؟I don't know - New!

هر چی می خواهید بذارین , اما این گل به نظر من از تابلوی چند میلیون دلاری ” گل آفتابگردون ” اثر ” ون گوگ ” , که همه برای دیدنش سر و دست می شکنن , به مراتب زیبا تر و پر معنا تر بود love struck!!!! چرا که در میون خوابه های یه خونه کلنگی , که هیچ بویی از لطافت و زیبایی نبرده , نماد یک روح لطیف و امیدوار بود love struck angel.

درسته که مشکلات زندگی برای بعضی ها رمقی برای لبخند زدن و یا دیدن یک گل نمی ذاره , اما اگر کمی دقیق تر به اطافتون نگاه کنین , چیز هایی رو می بینین که ارزش دیدن و کمی تامل رو دارن thinking.

شما زیبا ترین گل رو کجا دیدین confused؟!!!!

                             flower

ای هیچی نوفهمه !!!!

۲۴ فروردین ۱۳۸۵

ما آدما خیلی وقتا فکر می کنیم که هر چی ما می گیم و هر چی انجام می دیم درسته nerd. بعضی وقتا هم خودمونو صد در صد محق می دونیم و کمتر پیش میاد که جاده یا حتی گذرگاه کوچکی واسه اشتباهاتمون توی ذهنمون متصور بشیم not talking. هیچ شده به رفتارمون ٬ به نحوه ی برخوردمون ٬ به طرز حرف زدنمون ٬ نگاه کردنمون ٬ عکس العمل هامون و هزار تا برخورد دیگه که هر لحظه برامون پیش میاد فکر کنیم confused. نه …. d'oh!!!! هیچ وقت فکر می کنیم که شاید این کاری که من کردم جوابش بی اعتنایی بود   confused؟

هیچ فکر می کنیم اگه همسایه به زور داره جواب سلاممو می ده phbbbbt٬ شاید به خاطر اینه که دیشب تا صبح از صدای ضبط ما نتونسته بخوابهangry  phbbbbt؟ اصلا برامون مهمه که اون خوابیده یا نه raised eyebrow؟!!!! شاید حوصله نداریم حتی سلام کنیم که اون جواب بده یا نه raised eyebrow.

بعضی وقتا اون قدر شیفته خودمون و حرفامون می شیم که فراموش می کنیم که ما هم یکی از همین آدمایی هستیم که خدا آفریده تا از کنار هم بودن لذت ببرن party clown. ولی حالا چی confused؟ از عقاید خودمون یه قانون می سازیم که اگه کسی زیر بار این قانون نره اون وقته که می گیم ” ای هیچی نوفهمه ” phbbbbt.

نمی دونم بگم جالبه یا جای افسوس داره که ما نادانسته های خودمونو اونقدر جدی می گیریم که اگه کسی بخواد به اونا چپ نگاه کنه از قلمروی احساس ما بیرون میشه whew!.

واقعا چراconfused ؟ چرا باید قانون زندگی دیگران رو ما وضع کنیم confused؟ واقعا همه ی آدما باید اونجوری زندگی کنن که ما دلمون می خواد و یا هر وقت ما خندیدیم اونا بخندن و با گریه ی ما گریه کنن thinking!!!!

شاید پذیرش این موضوع سخت باشه ولی باید بپذیریم که هر کس برای خودش یه چارچوب فکری ترسیم کرده که قوانینش در او جا وضع شده nerd cowboy.

کاش یاد بگیریم که به قوانین هم احترام بذاریم و اجازه بدیم پدران و مادرانمون همین طور باشن که هستن و پدر و مادرها ٬ فرزندانشون رو همین طور که هستن دوست بدارن love struck و همه و همه ٬ دوست ٬ معلم ٬ همسایه ٬ کارگر ٬ کارمند با قانون خودشون زندگی کنن تا اون جایی که این توهم براشون پیش نیاد که چارچوب فکری دیگران یه بی قانونی نابخشودنی است که حداقل مجازات اون اینه که بگن :

                                       ” ای هیچی نوفهمه ” !!!!

 

زیر درخت توت ….

۲۱ فروردین ۱۳۸۵

بعضیا میرن زیر درخت هلو و فیلم درست می کنن batting eyelashes ….

بعضیا هم میرن زیر درخت چنار و از خودشون حرفای عشقولانه در وکنن love struck ….

اما ما ….

اما ما میریم زیر درخت توت و توت می چینیم و می خوریم big grin drooling  ….

البته من خیلی کم میرم آخه زیاد وقت آزاد نداریم sad big grin .

توی حیاط مدرسمون ۵ – ۶ تا درخت بزرگ توت داریم که قابل دسترسی هست . که مطمئنم این درختا اگه تمام بچه های مدرسه و خانواده هاشون و دبیرها و مسئولین مدرسه و خانواده هاشون رو سیر کنه بازم توت داره big grin !!!!

امیدوارم هر سال بیشتر از پارسال توت داشته باشه tongue silly 

             toot

 

تولد مادر خانومی

۱۷ فروردین ۱۳۸۵

          تولدت مبارک گل پونه 

                                    گل عزیز من یکی یه دونه

          همه ترانه هام پیش کش چشمات 

                                   دلم می خواد فقط از تو بخونه

         تولدت مبارک مادر خانومی kiss love struck big hug

                          happy birthday

این چند روز در شیراز ….

۱۳ فروردین ۱۳۸۵

سلامhappy . خوبید ؟!!!! این چند روزه خوش گذشت ؟ سیزده بدر چه طور بودconfused ؟!!!!

من حدود ۱ ساعته از شیراز برگشتم happy…. خیلی دلم براتون تنگیده بود broken heart. اگه اجازه بدید این چند روز رو براتون بگم happy:

صبح روز ۱۰فروردین ساعت ۷:۳۰ ما و دایی جونم اینا و مادر بزرگم راه افتادیم که بریم . هوا ابری بود ولی آقای پدر و دایی جون گفتن : حالا و بارون ؟!!!! بیخیال ما میریم winking.
ما هنوز از پلیس راه بوشهر پامون رو اونطرف تر نذاشته بودیم که همچین بارونی love struckاومد که برف پاک کن ماشین چاره نبودsurprise .
دیگه خلاصه از اول پلیس راه تا نزدیکای شیراز همین طور بارون میومدlove struck happy. بعضی جا ها هم  اینقدر ترافیک شدید بود بعد که میرفتیم جلو میدیدم یا کوه ریزش کرده بود یا اینکه آب به شدت زیادی از کوه پایین میومد whew!.
توی راه هم حدود یه ۱۰-۱۵ تایی تصادف بدجور شده بود sad.
فکر کنید مسیر ۴ ساعته ی بوشهر شیراز رو ما ۸ ساعته طی کردیم whew!.

                rain

                                     

                accident

عصر هم رفتیم بیرونhappy . بعد که برگشتیم دیدیم ماشین خاله جونم اینا ( درسا love struck) گذاشته دم در big grin. یه دفعه ای ظهر تصمیم گرفته بودن که بیان happy. همون موقع راه افتاده بودم .

شب همون روز هم خونه ی خاله ی مادربزرگم شام دعوت بودیم happy. جاتون خالی همه ی فامیل اون جا جمع بودنhappy .
یکی از دختر خاله های مادربزرگم هم با دخترش از سوئیس اومده بود . من اواین بار بود که می دیدمشون . خیلی خونگرم و مهربون بودنhappy .
یکی از پسر دایی های مادرم هم از کرج اومده بود که حدود ۴ سالی میشد من ندیده بودمش happy. آخی یادش بخیر بچگی ها happy.
از اولش زدیم و خوندیم و رقصیدیم تا آخرشparty big grin. از اولش یعنی ساعت ۹ و آخرش یعنی ساعت ۲ شب tongue.
تازه ساعت ۱۱:۳۰ هم زنگ زدیم به خانواده ی عروس که بابا پاشین بیاینhappy . دیگه اونا هم همگی برداشتن اومدنbig grin .
بعدشم دیگه اومدیم خونه ی دایی مامانم و تا ساعت ۳ نشستیمhappy .

فرداشم که دیگه حنابندون بودparty love struck. از ساعت ۴ بلند شدن به آماده شدن تا ساعت ۷:۳۰ . البته خوب من ۱۰ دقیقه ای حاضر شدم batting eyelashes. چون همه ی کارام رو خودم می خواستم کنمbatting eyelashes happy.
بعدم رفتیم خونه ی خاله ی مادر بزرگم و همه با هم رفتیم مراسم حنابندونlove struck .
منم که از اولش نشسته بودم و از جام تکون نخوردمtongue batting eyelashes( آره جون عمه ی نداشتت big grin!!!! ) ….
خانواده ی ما که ماشاالله اصلا ننشستنbatting eyelashes . از اولش که رقصیدیمtongue . بعدشم کردی و عربی رقصیدیم .

شب عروسی هم همینطورparty love struck happy. خلاصه دیگه باید بگم که جاتون خیلی خیلی خالیhappy !!!!

امروز هم که ساعت ۱۱ زدیم به راه و اومدیم به سمت شهر خودمون happy!!!!
واقعا راست میگن که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه happy!!!!

توی راه کنار رود دالکی هر جا که می دیدی کلی ماشین وایساده بود surprisetongue . شلوغ بود اساسی …. دیگه سیزده بدره دیگه . چه میشه کردbig grin ؟!!!!

از فردا هم باید بریم مدرسه sad . این دیگه زجر آور ترینهههههههههه sad!!!!

موفق باشید و همیشه خوش و خرم و شاد happylove struck

RSS