مثل سنگی که به قعر دریا پرتاب شده باشد
مثل سنگی فرو می رفتی
مثل سنگ ریزه ای گم می شدم
باید بیدار نمی شدم
پی نوشت : امروز می خوایم بریم مراسم ختم ![]()
مثل سنگی که به قعر دریا پرتاب شده باشد
مثل سنگی فرو می رفتی
مثل سنگ ریزه ای گم می شدم
باید بیدار نمی شدم
پی نوشت : امروز می خوایم بریم مراسم ختم ![]()
امروز می خواستم یه آپدیت بدون درس و مدرسه بکنم .اما بعد از امتحان یه خبر خیلی بد شنیدم
.
این سیر تکاملیه چهره ی من بود وقتی خبر رو شنیدم :
![]()
خواهر دوستم فوت کرده
. فقط ۱۸ سالش بود . توی مدرسه ی خودمون بود
.
ایشالا که خدا بیامرزتش ….
من خنده رو از آدم برفی یاد می گیرم که به یک پا و دو چشم دکمه ای توی سرما می خنده
!!!!

پی نوشت : امتحان بعدیم روز یک شنبه , شیمی هست . برام دعا کنید تو رو خدا . فقط یه یونیت خوندم
….
سلام چه طوری
؟
( این مدل سلام کردن من و دوستامه
. مثل نوید توی سریال زندگی به شرط خنده . البته من که نمی بینیم اما خوب .)
به سلامتی خیر و شادی اینکه هفته ی آینده قضیه اینه
:
آزادییییییییی کجایییییییییی !!!!!!!!!
یعنی کجایی که دیگه نه ؟ چون رسیده
. هفته آینده این موقع هر چی امتحانه تموم شده ایشالاااا
.البته با امتحان شیمی و عربی که جلو رومونه نمی دونم چه طوری کنار بیام
؟!!!!!!
امروز امتحان ادبیات داشتیم
. یعنی می تونم بهتون بگم که هیچییییییییییییی بلد نبودم
. یعنی این احساسم بودا . ولی خداییش بلد بیدم
. امتحانم رو ولی بد دادم
. یه سوال بود که نویسنده ی کتاب ” روزها ” رو می خواست . من نوشتم طه حسین !!!!!!!!! ولی دکتر ندوشن بود . کتاب طه حسین هم ” آن روز ها ” هست
!!!!!!!
الا من شدم ……………. کی شدم ؟!!!! شدم سهراب سپهری
. سهراب سپهری هم خوش تیپ بوده هااااا !!!! نگاه چه به خودم امیدوارم
.
امسال کلاس های تابستونی ظاهرا توی مدرسه اجباری شده . اگه هم نریم سال آینده ثبت نام بی ثبت نام …….. . دستور از مقامات بالا ( نماینده ی سازمان ) اومده . نه یعنی از خود سازمان اومده . ای خدا !!!!!!!!!
افسانه جون هم که رفت
!!!! ایشالا هر جا هست خوش و خرم باشه
. یعنی رفتنه رفتن که نیست . هستش هنوز . خدا رو شکررررررر .
دیگه اینکههههههههههههههههههههه
………….
فکر کنم چیزی نمونده باشه . شعر هم که نمی دونم چی بنویسم . این رو نوشتم اما چون خیلی دوسش دارم
باز می نویسم :
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
من در عجبم دوست چرا می شکند
این پست هم باز رنگین کمون شد ….
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
پی نوشت : فردا امتحان ادبیات دارم . در حال خوندن ادبیات هستم . تو مودش بودم گفتم بیام شعر بنویسم
.
ساده ترین کار جهان اینه که خودم باشم و دشوارترین کار جهان اینه که کسی باشم که دیگران می خوان !!!!
پی نوشت : ۴ تا دیگه مونده . دارم می ترکم . زیادی درس خوندم
( آره جون عمه ی نداشتت !!!! ) . احساس می کنم کم کم دارم میشم ارسطو
( البته تا جایی که یادم میاد ارسطو کابوی نبید
!!!!!!! موسیقی دان بید ؟!!!!!
)
بیچاره اگه می دونست قراره توسط یه جونورایی مثل من اینجوری بشه اصلا ارسطو نمی شد ![]()
امروز وسط حل کردنه سوال مهم ناظم مدرسه اومده . میگه : مریم ناخونات بلنده !!!!
ای خداااااااااااااا وسط امتحان هم گیر میدن
….
وای چقدر رنگ رنگی شد
.
روزگار جالبی است . اتفاقات پشت سر هم رخ می دهند و هر یک خاطره ای از خاطرات تلخ و شیرین را یادآور می شوند و در این وضیعت ما می مانیم و احساسات برانگیخته از خاطرات .
شاد یا غمگین و پس از آن خندان یا عصبی و ناراحت .
اما جالب تر آن است که در پی این یاد آوری آیا تا کنون اندیشیده ایم که چه می کنیم ؟
تولد تولد تولدت مبارک
!!!! مبارک مبارک تولدت مبارک
….
فروزی گلی جونم
تولد ۱۶ سالگیت مبارک
….
ایشالا که ۱۶۰۰۰۰ ساله بشی . با نوه هات برات جشن تولد بگیریم
( ااااااا یعنی من قراره تا اون موقع زنده باشم
؟

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵
سلام دوستای گل گلی
. خوبید همتون ؟
وای خیلی حالم بده
. نمی دونم چرا ؟ یه علامت سوال گنده روی سرمه
. اصلا یه جوریه
. همش دلم می خواد غر بزنم
. اعصابم به هم ریخته
. همش گیره درس خوندنم
. منم که اصلا از تلویزیون و برنامه های مزخرفش خوشم نمیاد به خاطر همین موقع استراحتم میام پای کامپیوتر جون می شینم
. ( اگه خیلی وقتا می بینید آنلاین هستم دلیلش اینه )
چشمام خیلی درد می کنن
. دیگه رنگ سبز هم کارایی نمیده
. واییییییی دارم کور میشم
.
الان داشتم سالنامه ی خاندان من ( یه سالنامه ی ۱۳۸۵ هست که خیلی باحاله
. توش کلی کاریکاتور
کشیده از خاندان من < ابر من – ابر مان – من – مان – نیم من – منچه > ) و توش کلی جمله نوشته . یه چند تا جمله بود خوشم اومد گفتم براتون بنویسم شاید مایل به خوندنشون باشید .
* روز دیگری رسیده . خدا رو شکر می کنم که نمی گذاره از شروع دوباره بترسم . ( آره جون عمه ی نداشتم
)
* من به دیگران فرصت دوباره می دم ولی نه سه باره . ( آخه چقدرررر
؟ مردم از بس فرصت دادم !!!! )
* من به جنبه های مثبت اشخاص بها می دم و اون ها رو می بینم .
* من می دونم که اگه به قدرتمندی تظاهر کنم قدرتمند می شم . ( دیگه حالم از تظاهر به هم می خوره
!!!! )
……….………………..……….
امروز آخرین جغرافیای
عمرم رو خوندم
. دیشب تا ۴ صبح بیدار بودم داشتم می خوندم
. مرده شوووور مگه تموم میشد
؟
دیشب تمام مدت خواب جغرافیا می دیدم
. خواب میدیم دارن مالچ نفتی میریزن روی ماسه های روان برای جلوگیری از گسترش اونها
. دام ها بی رویه چرا می کردن !!!!!!!!
امروز صبح هم توی مدرسه داشتم چرت و پرت می گفتم
.
می گفتم : آره من اسم پسرم رو انتخاب کردم
.( همون موقع هم پسرم رو زن دادم
.آخه یکی از دوستام از اون اسمی که من انتخاب کردم خوشش میاد
. بعد از اینکه از سر جلسه اومدم بیرون پاچم رو گرفته میگه : شوهرم رو بده
!!!! < از دست دخترای این دوره و زمونه !!!! >) حالا ۲ تا اسم برای دخترم مونده نمی دونم کدوم رو انتخاب کنم
؟
بچه ها : حالا اسم شوهرت چیه ؟
من : نمی دونم والا . پیداش کردین خبرم کنین
.
یکی از بچه ها هم گیییییییر که نه باید بگی .
من : اسمش معبوده
. ( واااااااااااای سپیده جونم نزن
. خواهر شوهر گلم ( هندونه ارزون شده
؟ …. حیف که من باید یه مدتی برم توی فریزر و اون بره توی زودپز
. بچه ی ۳ ساله
. )
پی نوشت : پس فردا بیاین اینجا یه خبراییه
.
نمی دونم چی کار کردم که اسپید نت
کامپیوتر جونم به مینیمم رسیده .
تو رو خدا کمک کنین !!!!
چی کار کنمممممممممممم؟