یک سال گذشت ….

۹ شهریور ۱۳۸۵

سلام به همه ی دوستای خوبم happy. چه طورید همگی ؟ امیدوارم که از همیشه بهتر و سر حال تر باشید happy.

از وقتی اینجا شروع به نوشتن کردم و به قول بچه ها گفتنی وارد دنیای مجازی شدم که احساس کردم تنهای تنها هستم broken heart. و میشه بگم بودم sigh. نوشتم که یه کم از تنهایی هام فرار کنم . یا حداقل یه کم از اون تنهایی هام دور بشم sigh.

اول نوشتم فقط و فقط برای دل خودم happy. اما بعد وقتی راهنمایی ها و گفته های قشنگ شما رو دیدم تصمیم گرفتم نه فقط برای دلتنگی هام بنویسم بلکه برای یاد داشت کردن همه ی لحظه ها ی خوب و بد زندگیم بنویسم happy.

همیشه سعی کردم شادی ها و خوشحالی هام رو با دیگران تقسیم کنم نه فقط توی این دنیای مجازی بلکه حتی توی زندگیم love struck. و از اینکه بخوام غم و ناراحتی خودم رو به دیگران انتقال بدم نفرت داشتم sick not talking. اگر هم بعضی وقتا دیدید که اینجا غمگین بوده و من از خستگی هام و دلتنگی هام نوشته بودم واقعا دیگه فوران کرده بودم و داشتم می ترکیدم crying whew!. و همین جا از همتون عذر خواهی می کنم happy. و یه تشکر برای راهنمایی های خوبتون angel.

توی این یک سال چند بار تصمیم گرفتم که در اینجا رو تخته کنم و برم straight face اما وقتی بیشتر نگاه کردم دیدم اگه برم دیگه هیچ وقت دوستای به این خوبی و صمیمی ای گیرم نمیاد straight face.

دوستایی که شاید خیلی هاشون رو ندیدم یا اگه هم دیدم فقط یه عکس , یه تجسم کوچیک از اونی که هستن love struck. چون شما اینقدر خوب و بزرگ هستید که نمیشه توی چند کلمه از خوبی هاتون تشکر کرد blushing. و دوستایی که فقط زحمت هام گردنشون بوده . اسم هیچ کس رو نمیارم چون می ترسم اسم کسی رو یادم بره و اون وقت شرمنده بشم blushing.

عزیزم تولد یک سالگیت مبارک . ۹ شهریور یکی از بهترین روزای زندگیه منه love struck. دوستت دارم love struck kiss.

                                   چه گوگوریه

پی نوشت ۱ : از یه نفر اینجا خیلی ممنونم , البته از همه ممنونم اما خوب از کسی که اولین بار من رو با دنیای وبلاگ نویسی آشنا کرد خیلی ممنونم .
یه شب داشتم باهاش چت می کردم آدرس وبلاگش رو داد منم گفتم : منم دوست دارم وبلاگ داشته باشم اما بلد نیستم درست کنم crying . اونم بهم یاد داد . حدس بزنید اون کیه ؟
ای بابااااااااا نمی خواد حدس بزنید خودم میگم .
     یلدای عزیزم   kiss kiss

پی نوشت : این قالب هم مخصوص تولد هستا . یعنی همه ی تولدا angel!!!!

    می نویسم برای ثبت لحظات تلخ و شیرین زندگیم !!!!

 

 

تولد سوری جونم

۷ شهریور ۱۳۸۵

سوری جونم تولدت مبارک عزیزم party. ایشالا که ۱۷۰۰۰۰ ساله بشی و برات تولد بگیریم big hug. البته نوه هات بگیرن من بیام برقصم big grin .

دوستت دارممممم big huglove struck .

                     cake

                                        ۷ / ۶ / ۱۳۸۵

نظر خواهی….مهمممم

۴ شهریور ۱۳۸۵

سلام . خوبید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب الان اومدم همون پست مهم رو بدم و نظر شما رو جویا بشم .

راحت باشین هر چی خواستین بگین  .

نظرتون در مورد شخص مریم خانومی و وبلاگ روزی روزگاری چیه ؟!!!!

شرمنده

۴ شهریور ۱۳۸۵

سلام . خوبید ؟

اومدم یه عذر خواهی ازتون بکنم و شب بیام یه پست بدم که برام مهمه .

خوبی خواستم عذر خواهی کنم از اینکه چند وقته من مرتبا از کامپیوترم میگم که واقعا کلافم کرده . شما به بزرگیه خودتون ببخشیدش و من رو هم ببخشید .

شیطونه و فرشته با هم میگن این کامی جون رو بنداز آب دریا . دیگه به درد نمی خوره . اما از اونجایی که من این کامپیوتر جونم رو یه کمی دوست دارم فعلا این کار رو نمی کنم .

بازم شرمندههههههه  .

بابا میگم این جنیه قبول نمی کنید !!!!!!!

۳ شهریور ۱۳۸۵

سلام به همتونننننننننن . وای کلی دلم براتون تنگولیده .

خیال کردین از دست مریم خانومی راحت شدین ؟ نه مادر جان بنده هستم هنوز در خدمتتون .

ببخشیدااااااااا می گم که این کامی جونه من شدیییییییید جنی هست و این دفعه دیگه بابا بزرگ آقا جنّه شدید گرفته بودش و مودم رو نمی شناخت . دیگه الان کلی مهندس بازی در آوردم تا درست شده .

الانم که مودم رو شناخته و من کانکت شدم مسنجر باز نمیشه  .
( ای بابااااااا این خنده عصبیه !!!! ) 

و البته یه مشکل دیگه اینکه سی دی Motherboard گم شده و نیستش . الان این کامی جون صدا نداره . تصویرش هم می لرزه .

حالا ایشالا تا عصر یه بلایی سرش میارم که این مسنجر جون هم باز بشه . دیگه آخرش نشد فردا که میشه  .

خوب فعلا من برم ببینم می تونم باز چاره ای بجویم یا نخیرررررررر . در این میان به امر مهم وبلاگ خونی هم می پردازم   .

فعلا خدافظ .

من باز اومدم با یه مشکل . ای باباااااااااا . حالا این مسنجره اومد بالا یه مشکله دیگه دامن گیرمون شد .

یکی از درایو ها اصلا واردش نمیشه . هر چی می خوام واردش شم error میده که می خوای Format کنی این درایو رو یا نه ؟!!!!!!!!!

یعنیاااااااااا من اگه یه ذره شانس توی زندگیم داشتما زندگی از این رو به اون رو میشد .

 

اول شهریور

۱ شهریور ۱۳۸۵

سلام . خوبید big hug؟

اینم از اولین روزه آخرین ماه تابستون big hug. امیدوترم که خوش بگذره بهتون توی تابستون و خوش گذشته باشه love struck.

ما که انگاری امروز تصمیمات سفر گرفته شد با یکی از دوستامون love struck. اما البتههههه بازم هنوز مشخص نیست .

کامی جون هم درست شده love struck. اما سخت افزار روش نصب نمیشه worried. حالا شب باید یه بار دیگه چکش کنم اگه نشد ویندوز عوض کنم .

( سیمین جونممممممممممم امروز اول شهریور هستا love struck!!!!!!! )

خوب ببخشید دیگه . فقط قرض از نوشتن این پست تبریک و تسلیت بود winking.

هر دو تاش به خاطر همین اول شهریوره big grin.

 تبریک یکی به سیمین جونم love struck و یکی دیگه اینکه تابستون داره تموم میشه love struck اگه خدا بخواد و یه کمی از این فصل گرما در بیایم ( البته بوشهر که زودههههه هنوز . توی آبان ایشالا ) . و تسلیت به خاطر اینکه فقط یک ماه تا باز شدنه مدرسه ها مونده crying.

قربونتون برم . حالا من یه چیزی گفتم من باب ادب . تو چرا میگی ایشالااااااااا phbbbbt؟!!!!

مبعث و یه کم قاطی پاتی

۳۰ مرداد ۱۳۸۵

سلام . خوبید happy؟

من هنوز یه کم بدم sad. اما ۲ تا سوپرایز خیلی خوب شدم که کلی ذوق مرگیدم و یه کمی حالم بهتر شده happy.

امروز هم کلی با سیمین جونم love struck و کلی هم با …. جونی love struck چتیدم ( اگه خواست بعد اسمش رو اضاف می کنم . بابا دخترههههههههه ) دیگه یه کم پر هستم فعلا love struck. البته یه کمی هم با بقیه ی دوستان خوب happy. البته نرگس جونم هم که جای خودش رو داره شدیدددددددددددددد kiss!!!!

 خیلی خوبه هاااااااا . آدم توی اینترنت یه سری دوستای خیلی خوب پیدا کنه . که خیلی هم دوستشون داشته باشه love struck.

خوب امروز هم کامی جون رو می برم دکتر جون که حالش خوب بشه ایشالا angel.

خوب فردا هم که مبعث هست . مبارکه به همتون . یه پست پارسال گذاشتم در مورد مبعث . امسال هم به بزرگیه خودتون همون رو پذیرا باشید . مغزم نمی کشه یه متن دیگه بنویسم big grin
این متن ==>
لینک

قربونتون . یه دسته گل و بوووووووووووس . حالا تقسیم کنید آقایون و خانوما . دیگه خودتون می دونید چی برای کیه winking .

 

یه کم غر و بی حوصلگی

۲۹ مرداد ۱۳۸۵

سلام . خوبین ؟

خوش به حالتون که خوبین . چون من اصلا خوب نیستم . دیگه  حوصله ی خوب بودن و شاد بودن رو ندارم . تا الان خوب بودما اما باز جو گیر شدم دپرس شدم .

نمی دونم چی شده ؟ اما دلم خیلی گرفته . خیلی دوستام رو miss کردم . چه می دونم قاطی کردم . منظورم همونه که دلم براشون تنگ شده .

خیلی حوصلم سر رفته . نه سرگرمی نه تفریح نه چیزی . فقط اینترنت .

اونم که دیگه واقعا بعضی وقتا حوصلش رو ندارم .

دلم می خواد یه چند روز از همه چیز دور باشم . از همه . حتی از خودم .

بابا اصلا به تو چه که من اینجا چی می نویسم . هر چی دلم بخواد می نویسم . تو هم دلت خواست برو به همه بگو مریم چی می نویسه اینجا . اصلا اینجا ماله خودمه . به تو دخلی دارههههههههه ؟

دلم می خواد بگم چه قدر دل تنگ شدم . دلتنگه همه . دلتنگ دوستایی که اینقدر دوستشون داشتم و دارم و خواهم داشت اما الان خبری ازشون ندارم . فقط هر جا هستن امیدوارم که شاد باشن و همیشه موفق . اگه هم دلشون خواست یه خبری از منه تنهای تنها توی این دنیا بگیرن .

حالا همه اینا یه ور . از فاطمه جونم هم هیچ خبری ندارم . خیلی دلم براش تنگ شده . نمی دونم کجاست . اونم هر جا هست موفق باشه . از راه دور خیلی می بوسمش .

سوگند هم که الان دیگه میره مدرسه . ایشالا تو هم موفق باشی گلممممم .

فروزی هم که رفته مسافرت و انگاری داره خیلی بهش خوش می گذره .

سوری جونم فقط اینجاست .

فاینال زبانم هم نزدیکه . هنوز میشه گفت هیچی برای خوندنش شروع نکردم .

مسافرت هم که هنوز مشخص نیست کی بریم . یا اصلا بریم یا نه ؟ حالا بریم کجا بریییییم؟

خوب فکر کنم بسه . یه کم غر زدم . البته هنوزم هست  . اما توانایی نوشتن ندارم .

بوووووووووووووووووووووووووس برای خانوما

 

واحه ای در لحظه

۲۸ مرداد ۱۳۸۵

به سراغ من اگر می آیید ,

پشت هیچستانم .

پشت هیچستان جایی است .

پشت هیچستان رگ های هوا , پر قاصد هایی است .

که خبر می آرند , از گل واشده ی دور ترین بوته ی خاک .

روی شن ها هم , نقش سم اسبان سواران ظریفی ست که صبح

بر سر تپّه ی معراج شقایق رفتند .

پشت هیچستان , چتر خواهش باز است :

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ,

زنگ باران به صدا می آید .

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی , سایه ی نارونی تا ابدیّت جاری است .

 

به سراغ من اگر می آیید ,

نرم و آهسته بیایید , مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من .

عکس مانیتور

۲۷ مرداد ۱۳۸۵

            print screen

این عکسه صفحه مانیتوره منه . ( البته عکسش خوب مشخص نیست به خاطر همین لینکش رو هم می ذارم بزرگ ببینید . )

 =======> لینک

RSS