۶ دی ۱۳۸۵
سلام . خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟
امتحاناتون شروع شده
؟ ما از شنبه – ۹ دی امتحاناتمون به طور رسمییییی شروع میشه
.
از فردا هم تعطیلیم تا ۳۰ دی . البته ۲- ۳ تا از امتحانامون توی برنامه نیست که بعدا امتحان میدیم .
اینم برنامه امتحانیم :
شنبه ۹/۱۰/۸۵ حسابان
سه شنبه ۱۲/۱۰/۸۵ فیزیک
پنج شنبه ۱۴/۱۰/۸۵ عربی
یکشنبه ۱۷/۱۰/۸۵ شیمی
سه شنبه ۱۹/۱۰/۸۵ زبان انگلیسی
پنج شنبه ۲۱/۱۰/۸۵ زبان فارسی
شنبه ۲۳/۱۰/۸۵ جبرو احتمال
دوشنبه ۲۵/۱۰/۸۵ تاریخ
چهارشنبه ۲۷/۱۰/۸۵ دین و زندگی
شنبه ۳۰/۱۰/۸۵ هندسه
این طور که بچه ها می گفتن ادبیات هم ۷ بهمن هست .
از ۳۰ دی هم میریم سر کلاس می شینیم
. هیچ گونه تعطیلی هم نداریم . باید بشینیم درس بخونیم .
یعنی چی ؟ آهان الان میگم خدمتتون .
یعنی اینکه : چت تعطیل
- وبلاگ نویسی تعطیل
- اس ام اس بازی طولانی اکیداااااا تعطیل
- تلفن حرف زدن طولانی تعطیل
- تفریح نداشته ( نداشتیم که , اما اونم ) تعطیل
- سینما تعطیللللللل
و ………………………………… که همه ی اینا مساوی میشه با بدبختی !!!!!!
مدارس دیگه انگاری از ۹ دی شروع میشه امتحاناشون تا ۲۴ دی . نمی دونم برنامشون چیه . هر روز امتحان میدن یا ممکنه چند تاش خارج از تعطیلی باشه .
اما چیزی که می دونم اینه کهههه : هیچ کدوم از امتحاناتمون رو با بقیه ی مدارس هماهنگ نمیدیم . دبیرامون سوال طرح میکنن 
.
برام دعا کنید .
موفق باشید .
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۴۲ نظر »
۳ دی ۱۳۸۵
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۷ نظر »
۳۰ آذر ۱۳۸۵
بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم
شب یلدا شد نزدیک ای دوست
برای هم بیا هندونه گردیم
عمرتان صد شب یلدا . دلتون قدر یه دریا . توی این شب های سرما . یادتون همیشه با ما .
یلدا مبارک !!!!!!
دوستتون دارم

فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۰ نظر »
۲۶ آذر ۱۳۸۵
سلام . چه خبرا ؟ چه طورین ؟
من که امروز شاد می زنم
. به دلیل شدت بارون امروز مدرسه در ۳ مقطع دبستان – راهنمایی و دبیرستان تعطیل شد . دستشوووووووووووون درد نکنه
.
من که تا ساعت ۱۱:۴۵ صبح خوابیدم و حالی به حولی . که اونم اگه تلفن زنگ نمی زند بیدار نمیشدم از خواببببب شیرین
.
دیروز یعنی ۲۵ آذر یکی از روزای خوب زندگیه منه
. که حالا این روز مصادف شده با تولد کی ؟؟؟؟ خوب معلومه دیگه !!!!!!! سیمین جونم . عزیزم ایشالا ۱۷۰۰۰۰۰ سال زنده باشی .
فردا امتحان ادبیات ترم اول دارم . شفاهییییییییی
. کلییییییی اعلام داره
و یعنی فقط شانس آوردیم که امروز تعطیل شد . و الا …………
نتایجه ی انتخابات شورای شهر :
۱ - امان الله شجاعی
۲ - حمیده ماحوزی
۳ - مسعود شکوهی
۴ – داریوش پوربهی
۵ – اردشیر محمدی باغملایی
۶ – سیامک احمدی
۷ – نصرالله اسدی
و اماااااااااااااا مسابقه ی فوتسال بین تیم خانه ی وبلاگ نویسان جنوب و نشریه ی پیغام جنوب برگزار شد که این عکسش :

اینم گزارش کامل :
خانه ی وبلاگ نویسان بوشهر ==> کلیک کنید
زندگی زیباست ای زیبا پسند ==> کلیک کنید
روز نوشت های حاج عماد ==> کلیک کنید
نوشته های پویا پولادتن ==> کلیک کنید
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۴ نظر »
۲۱ آذر ۱۳۸۵
سلام . خوبید ؟ خوشید ؟ چه خبرا ؟؟؟؟
خوب این روزا دیگه همه می دونین که بحث بحثه چیه ؟ آره دیگه . شورای شهر .
من واقعا نمی دونم چی بگم ؟ تبلیغات هم دیگه حدی داره . بابا زدین شهر رو داغون کردین . دیگه دریغ از یه دیوار سالم تو کوچه پس کوچه های این شهر .
ای بابا این چه وضعشه ؟ از ۴ طرف سطل زباله های خیابون ساحلی هم نگذشتن دیگه .
شما کاندید شدید و بعدشم قراره به سلامتی بشین نماینده ی این شهر که آبادش کنین . اما همه ی کار هاتون خلاف اون شعار هایی هست که توی پوستر هایی که این همه خرج کردین هست .
مگه وظیفه ی شما بعد از انتخابتون چیه ؟ جز اینکه به وضع زیبایی و آبادانی این شهر برسین ؟ پس چرا از همین الان شروع نمی کنین ؟ چرا این همهههه پوستر و عکس توی کوچه خیابونا ریخته ؟
فقط تنها شانسی که آورده ( البته شایدم نیاورده باشه . اما من هنوز ندیدم ) اینه که با اسپری اسم کاندیده ها رو روی دیوارا ننوشتن .
مگه تابلو های بزرگ درست نکردن برای نصب پوستر ها ؟ پس چرا دیگه می زنین دیوارا رو داغون می کنین ؟ بعد کی می خواد بیاد اینا رو جمع کنه ؟ عمرا اگه یکیتون بعد این کار رو انجام بدین .
ما از کاندیده های عزیزم چیزی نمی خوایم ( البته فعلا ) جز اینکه از حالا به فکر شهر باشن و تمیز نگهش دارن .
کاندیدای عزیز می تونن ۲ تا دونه تابلوی بزرگ از عکسشون و اهدافشون رو بزرگ بزنن توی شهر . فکر کنم اینطوری همه ببینن . شهر هم کثیف و بد قیافه نشه !!!!!
اینم با اجازه ی آقا افشین چند تا عکس از وضعیت شهر :




فکر نمی کنم درخواست زیادی بوده باشه .
با تشکر
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۴۲ نظر »
۱۶ آذر ۱۳۸۵
همه ی هستی من آیه ی تاریکی توست
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم , آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم .
فروغ فرخزاد
**************
سلام . چه طورید ؟ چه خبرا ؟
هوا بس جوانمردانه بارانیست و حال میده الان بری کنار دریا ( خلیج همیشه فارس ایران ) و بشینی به دریا یه دل سییییییییییر نگاه کنی و حالی به هولییییییی
.
شایدم حال میده بری زیر بارون و گریه کنی تا کسی اشک هات و نبینه
.
یا به عبارت دیگه بهتره بگم هوا ۲ نفرست . ( ۲ نفره است . ) که البته توی این مورد مساله پیش میاد . حالا نفر دوم رو از کجا بیارییم ؟؟؟؟؟

که البته من نفر دومم همیشه سوگند جونم بود که اونم رفت . اما امروز با فروزی جونم راه رفتیم زیر بارون . مثل از این آدم رمانتیکا دست در دست هم به مهر میهن خویش را کردیم آزاد
. من و فروزی از یه ور می رفتیم . لاله و سوری هم از اونور میومدن .
سه شنبه چهلم پدر بزرگم بود . خدا خیلی بیامرزتش . بعد از مراسمی که توی مسجد بود دیگه به خاطر بارون همونجا مراسم تموم شد و دیگه بعد خودمون رفتیم سر خاک . که البته کلیییییییی از آشنا ها اومدن با وجود بارون .
وای دیگه دارم می میرم از امتحان . شکل امتحان شدم . هر روووووووز هر رووووووز امتحان
.
دلم واسه یه سری از دوستام خیلی تنگولیده . اما ازشون هیچ خبری ندارم
. امیدوارم هر جا هستن خیلی خوش باشن .
خوب دیگه فکر کنم همینا کافی باشه . چیزه خاص دیگه ای به ذهنم نمی رسه .
موفق باشید و خیلی خوشحال
.
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۲ نظر »