بعضی وقتا با خودم فکر می کنم آخه چرا من باید از اون مریم ۲ سال پیش اینقدر دور شده باشم !!!!
البته ظاهرم اصلا اینو نشون نمیده . یا شایدم نشون میده و من خودم خبر ندارم . ولی خودم نهایت تلاشم رو می کنم که شاد نشون بدم و هنوز همون خل و چل بازیه قدیمی رو داشته باشم !
چند شب پیش داشتم با یکی از بهترییییین دوستام خاطرات گذشتمون رو ریویو می کردیم کلی به خاطر یاداوری اون روزای شاد و بدون غم اشک ریختم . اشک شوق به خاطر یاداوری اونا و اشکی که می دیدم دیگه اون روزای خوب تکرار نمی شن . خوب که دوستم نمی دیدم و الا …….
اون روزی که توی بارون راه می رفتیم و دوستم پاش رفت توی یه گودال آب و ما کلی بهش خندیدیم .
روزی که رنگ چشمامون رو با هم مقایسه می کردم ! ( اینو یادم نبود . مرسی که گفتی عزیزم )
و …………….. و هزار و هزار تا خاطرات دیگه ای که شاید فقط برای خودمون خوش و به یاد موندنی بود !!!!
واسه دلتنگی هام آخه من باید چه کار کنم ؟؟؟؟ حالم از تظاهر به هم می خوره . اما باید چی کار کنم ؟
من اصولا سعی می کنم که غم و دردامو بیرون نریزم . اما بعضی وقتا واقعا دیگه می ترکم
.
الان کلی با یکی از دوستام حرفیدم و کلی میوزیک برای هم گذاشتیم . چقدر احساس کردم شادم و چقدر خل و چل بازی درآوردم . اما وقتی گوشی رو گذاشتم باز همه ی غم های دنیا اومد سراغم !
شاید بگید یه آدم تو این سن آخه می تونه چه غمی داشته باشه ؟
اما …….. اما خیلی چیزا . بی خیال اونا . یه سری هاشون که سکرت هستن و یه سری هم که اگه بخوام بگم ممکنه کلی وقت بگیره .
فقط می تونم اینو بگم که امیدوارم اون روزای خوش یه بار دیگه روشو به طرف ما کنه و شاد باشیم !
یاد اون روزی که از یکی از دوستام پرسیدم : – آخرش چی میشه ؟
اون خیلی حرف زد و کلی از حرفاش لذت بردم و آروم شدم و به حرفش که گفت :
Friends Never Say GoodBye !!!! دلم رو خوش کردم . و خوشحالم که این حرفو زد و هنوز با هم دوستیمو …..
دوستای الانیم که چند تاشون از اون قبلنیا هستن و واقعا دوست دارم و ازشون ممنونم که منو تحمل می کنن !
دو سه شب پیش یاد روزی افتادم که با سوگند خدافظی کردم ! چقدر امیدوار بودم که میرم فرودگاه و اونجا بازم می بینمش . به خاطر همین فقط یه خداحافظی و چند دقیقه بغل کردن و اشک بود ! اما اون روز صبح اصلا دلم نشد برم فرودگاه
.
چقدر دلم براش تنگ شده . چقدر ……………..
دلم برای خودمم تنگ شده
.
راستی سلام . ببخشید یادم رفت . اینقدر دلم گرفته بود که یادم رفت سلام کنم . فقط تا پیج لود شد شروع کردم به نوشتن .
خوب امیدوارم که هیچ وقت دوستاتون از پیشتون نرن و هیچ وقت غم های دنیا نریزه رو سرتون .
شاید اینم بگید که هزاران و هزار نفر هستن که خیلی بدبخت بیچاره تر از تو هستن . آره می دونم هستن و منم منکر این نمیشم . اما ……. بی خیال بذارین این اما برای خودم بمونه .
امیدوارم همیشه روی خوشبختی رو ببینید !!!!

