سلام ! هیچی بابا قشنگ بود گذاشتمش این اول
. خوبیدددددد ؟
خانوم مشفقیان برگشتتتتتتت
…….
اما هنوز برنامه ی دبیر فیزیکمون مشخص نیست
. اینقدر فیزیک عقبیم که ………. اگه بگم کجا هستیم که مسخره مون می کنن . پس نمی گم
. اگه دبیر دزدی
نمیشد ما الان باز جلوتر بودیما اما خوب …. خدا کنه فردا دیگه بیادش
…. ما گناه داریم
. البته اگه بازم فردا بیاد باز ریاضی تجربی با هم برگزار میشه و توی یه کلاس ۴۳ نفرههههههه
باید بشینیم و بیمیریممم
. تازه قبلشم با آقای بخشنده کلاس داشته باشیم
……… خدا آخر عاقبت فیزیکیه ما رو به خیز بگذرونه !
یکشنبه یه امتحان دیفرانسیلی دادییییییییم که بیا و ببین
. اینقذه خوبه ! آدم امتحان مشورتی بده ! تازه اینکه دبیر هم نباشه و مراقب هم نذاره بالا سرمون ! و ما خوشحال و سرشار از انژی مثبت اینکه نههههههه امتحانتون خیلییییییییییییی سخت نیست اما خیلی سخته ! شروع کردیم به امتحان دادن و اینقذه خوش گذشتید
. تازه بعدشم شب آقای رشیدپور جون زنگ زد بهم . گفت تو و فروزی و لاله که اصلااااااااااا با هم امتحان نداده بودین
. من : نههههههه آقا
دور از جوننننننن . گفت پس عجیبه که اشتباهاتون شبیه هم بود و درستا هم شبیه هم
. منم گفتم خوب آقا عقلامون شبیه همه . گفت : آرهههه ؟! ( نه که مثلا از قبل نمی دونست
) …. من : نه آقااااااااا خوب باشه . امتحانتون خیلی سخت بود
. تازه با این وضع بازم امتحان رو بد دادیم . بعد نمره مون رو بهم گفت و من
شدم ! نهههههه خیلی بد نبود . اما بد بود دیگه
. بعدم گفت نه اگر خودتون تهنای امتحان میدادین بهتر تر بود . من : به جون خودم آقا یکیشم نمیشد تهنایی حل کرد
. گفت آره خوب سوالاش از کنکور سخت تر بود . می خواستم ببینم چقدر خلاقیت دارین . من : آقا خیلییییییییییییییییییییی . اما نه توی این یه مورد
. دیگه خلاصه اینجوریا و اینا . بعدم گفت اگر می خواستم نمره ش رو حساب کنم که بالا سرتون می موندم بچه ! و ما بسی خوشحالللللللل از اینکه این نمره ی درخشان در سوابق تحصیلی ما حساب نخواهد شد
.
بالاخرههههههههههههههههههههههههههههههه !
بالاخره هوای بوشهر هم سرد شد . بوشهر همیشه این طوریهیییی سرد میشه . مثلا شب کولر روشنه بعد صبح که می خوای بری بیرون یخ وزیتی
.البته سرددددد آن چنانی هم نشده . اما خوب خوب شده اما چون سرمای بوشهر سوز داره و میره تا تو استخون ! دیگه ملت کاشپن می پوشن ! من که هنوز کاشپن ماشپن رو بیخیالم
.
وسط نوشت : بلاگفا با کلاس شدهههههههه ! قسمت وبلاگ های دوستان اضاف کرده ! اما چه فایده . فقط میشه خود بلاگفایی ها رو دید ! خوب مادر بقیه ش رو هم می ذاشتید ! د ل د ر د داری مگه
؟!!!!!!!
همچنان در آرزوی بارون مانده ام!
….. هی توی تی وی
میگن فلان شهر به خاطر سرما و برف و بارون تهطیلید اما اینجا هنوز نو رین هست
.
ووووووووووی این هفته آقای پیروز داره میاد
…….
هنوز اون سر درد لعنتی رو دارم
. حالا باز بعضیا میگن تو سر درد داشتی و این همه حرف زدی ؟! آره برادر من داشتم و اینقدر حرفف زدم .
از بس حرف نزدم با هیشکی دارم می ترکم دیگه
.
باز این کامی ویروسی شدههههههههههه
. من نمی دونم این چه مرضی داره ؟!!!!!!!! هی هر دقیقه مرض می گیرتش ! این دفعه دیگه کور خوندی
اینقدر اینطوری می مونی تا بمیری
…. نه نمیریییی نه گناه دارییییییی
.
عروسی هم خوش گذشتید
! جای همگی خالیییییییی !
. ایشالا روزی خودتون باشه ننه ! من بیام براتون کادو بیارم نیارم . نه یعنی منظورم اینه که من بیام عروسیتون شما به من کادو بدین به خاطر اینکه اومدم عروسیتون
. خوب دههههههه احتیاجه دیگه . از خودتون تشکر در وکنین دیگه ! ما تشکراتمون رو نقدی قبول می کنیم ! خشکه حساب کنید لطفا !
بعضی وقتا دلم می خواد یه وبلاگ یواشکی داشته باشم
. خیلی دوست دارم ! اما خوب فعلا که نو تایم !
بازم میگم خیلی خری
. ( این نوشته مخاطب خاص دارد ! )
مواظب خودتون باشید دوست جونا
…..
اما خوب دیگه اغفال شدم و ……. دیگه دارم میرم . آخه ترسیدم بمیرم و آرزو به دل عروسی بمونم
….
خیلی جلو بودیم ! همینطوری دیگه جلو تر هم افتادیم !
…. رفتیم و ۲ زنگ نشستیم سر کلاس آقای بخشنده و کلی خندیدیم و ….. . آقا برداشت با جاینت مارکر روی وایت برد کشید . بنده خدا تقصیری نداشت . مدرسه این مارکر ها رو داده بود
. ما هم از خدا خواسته . کلی خندیدیم و ……
. شایدم نرفته شیراز ! خلاصه شلقم شوربایی هست که بیا و ببین !!!!!!!!!!!!!!!!
موبایلت رو بده ! هر چی تو بگو خانوم ننه ت خوب بابات خوب دارم به بچه ها خبر میدم ! گفت مگه ما نگفتیم موبال بی موبایل . تازه اونم از نوع دوربین دارررررررررررررررررررر . ( همچین گفت دوربین دار که گفتم لابد اسم دیگه ی جزام شده دوربین
!
…….. حالا ما هر چی بگو مگه اون باور می کرد !؟ خلاصه گفتم باشه خانوم اجازه بدین به بچه ها خبر بدیم . آخه می خوام زنگ بزنم موبایلاشون . زشته اول صبحی به خونه شون تماس بگیرم ! گفت باشه بعد بیارش ! خلاصه به مدیرمون که وایساده بود گفتم خانووووووم
این که ناراحتی نداره ! عصر که خواستی بری خونه بیا بگیرش !
. گفت خوب باشه دیگه نمی خواد تحویل بدی !
. اون اسپیکر پشتش رو دیده میگه دوربینه
!!!!!!!!!!!!
مبارک باشه
!!!!
سلام ! خوبید ؟! خوشید ؟ سلامتید ؟ بچه ی ننه ی کرامتید؟!!!!
!
و الا دیگه با خودتونه !
…… خدایا این چیزای / شخص های حال به هم زن رو از ما دور بگردان ! الهی آمین
……
. اینقدر دلم برای کسایی که قبلا قبلنا دور هم جمع میشدیم تنگ شده که فقط خدا عالمه
در حد تیم ملیییییی .
!
. چون بهش قول دادم زودی بیام . و این دلیل اصلی برگشتنم بود
. وقتی از جاده ساحلی رد میشی می بینی که بسیار بسیار شلوغ می باشد و وقتی یک سوزن بندازی بالاخره یه جایی فرود میاد
