سلام . خوبید؟چه خبرا ؟!
این پست هم مطمئنم میشه جیگر زلیخا ! اگه نشد هم که نشد . به من چه !؟ دهههههههه چرا داد می زنی ؟
حالا من یه چیزی گفتم تو چرا هی جیغ ویغ می کنی ؟!
همین اول نوشت : از بعضی آدما حالم به هم می خوره ! …… ادامه دارد ….
دفترچه ی آزاد رو بالاخره پس از ۱۰۰۰ بار به مادر خانومی گفتن گرفتم ( یعنی مادر خانومی گرفت ) و پس از ۱۰۰۰۰۰۰ بار تصمیم برای ثبت نام بالاخره ثبت نامیدم .
اول می خواستم انتخاب اولم رو معماری شیراز بزنم اما بهدا پشیمون شدم و همین بوشهر زدم ! ۴ تا انتخاب هم بیشتر نکردم + انتخاب دانشگاه !
چند هفته تا عید مونده !؟ ۷ تا !؟ نه عزیز دلم ۶ تا و نیم ! توی این هفته ها یه برنامکه ی خفن فشرده داریم !
….. ایشالا خدا کمکمون کنه
. مخصوصا من که یه مشکل بسیارررررر بزرگ دارم . توی دروس حل کردنی . اگه بگم مشکلم چیه کمکم می کنید ؟! نمی زنید تو گوشم ؟! به آقای پیروز که گفتم گفت : …….
! انتخاب رشته ت نمی کنم
!
اینم مشکلم : حوصله ی حل کردن ندارم
. به جون خودم فقط همین ! توی خونه که تست می زنم و تمرین می کنم بعضی وقتا وقتی می بینم راه حلم درسته دیگه ادامه نمیدم به خاطر همین توی امتحانا هم حوصله م نمیشه
.
ادامه ی همین اول نوشت : از آدمایی که یه دفعه وارد زندگی آدم میشن و افراد و چیزایی رو که دوست داری و به وجودشون عادت کردی و بهشون وابسته شدی رو میگیرن بدممم میاد
….
خدایا مرسی که رحمتت رو چند روزه هی بر سر ما می ریزونی ! دوستت دارم
. بیشتر هم خوبه !
……. اما از مضرات این بارون باید بگم خدمتتون که ………
ممکنه مثل یه بندگان خدایی توی مدرسه ییییییییییی هوووووو
لیز بخورید و محکم بخورید زمین . فکر نکنید این شخص من بودما !!!! مدیونی اگه همچین فکری کنی ! میگم کی بوده ! خانوم مریم خانومی ایکس
.
هوا هم مجددا بس جوانمردانه یا ناجوانمردانه ( هر چی خدا جون بگه ) سرده
!!!!!
دلم دریا می خواد
………
خوب من برم درس بخونم ! دور از جون یه وقتی به مادر خانومی نگید که من اومدم ولباگ آپدیت کردما !!!! و الا این من میشم :
…..
خوب واسه حالی نبودن عریضه یه چیزی میذارم بخونید. خشکله
. از وبلاگ دختر دایی دزدیدم
. دزد خودتی
……
مواظب خودتون باشید !
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
. خوب یا بد هر چی بود گذشت ! به هر حال اینا همش خاطره ست که می مونه !
….
! من این پست رو وقتی نوشتم که از اون ور هم داشتم چت می کردم هم داشتم با دوستم تیلیفونی می حرفیدم ! خوب به این بنده ی حقیر سراپااااااا تقصیر حق بدین اولا جای دکمه های کیبورد رو اشتباه کنم و البته و صد البته سن خودم رو !!!!!!!!
) ولی با توجه به همون پست سن من رو ۱۷ وارد کردن
. تا حدود ۲۰ ساعت بعد هم روی همون ۱۷ بود و بعدش ادیت شد
( ن رو به کسر بخونید ! )
!!!!!!!!
……
چقدر زندگی بی روح و بی مزه شده ! تکراری ! هیچ هیجانی توش نیست
هی روزگار ……..
. شاید اینقدر توی یه سری مسائل غرق شدم که هیچی رو درک نمی کنم !!!!!!








زیر مانتوم لباس آستین بلند نپوشیدم چه برسه که بخواد پلیور باشه ! خلاصه اینجوریا دیگه ننه !
! البته فیزیک مونده که شنبه هست اما دیگه اون خارج از برنامه هست
…..
! و صد البته وبلاگ هم می خوندیم ! اما کامنت نمی ذاشتم
ییییییییی هووووو دیدی زدم تو گوششون
!!!!
…… 