مرسی که هستی !

۶ دی ۱۳۸۷

آدم اطرافیانش رو تو لحظات سخت زندگی هست که میشناسه ! و الا توی شادی ها و خوشی ها که همه هستن ! مرسی که هستی :) !

………………….

کریسمس مبارکککککک

پی نوشت ریاضی ای : امروز میان ترم ریاضات و آمار رو به بهترین شکل ممکن داغون کردم :| !!!!

اینجا هم سر بزنید : مرکز نوآوری جوانان استان بوشهر

اینم از این هفته

۴ دی ۱۳۸۷

سلامممممم . احوالات شما ؟! خوب هستید ؟! ووووی هوا هم سرد شده ها …..

این هفته تقریبا آخرین هفته ای بود که تشریف می بردیم دانشگاه . و تقریبا میشه گفت سخت ترین و پرکار ترینش .
واسه کارگاه مصالح باید یه شبکه درست می کردیم که فنداسیون بندی رو نشون بده . خیلییییییی خشکل میشد اگه کامل میشد . اما متاسفاته با کمبود چوب بالسا مواجه شدیم . و کار نصفه نیمه رو بردیم و نمره گرفتیم ! نو پرابلم.
واسه هندسه هم که بهتره بگم چه کارا که نداشتیممممممممم . خداییش خیلی بود . یکی از تمرینا فقط مث پروژه پایان ترم بود . اما خوب به خوبی و خوشی همه رو انجام دادم! البته کلا با نخوابیدن کارا انجام شد ….

امروز خیلی بی هوا یکی از فاینال هامون رو دادیم . هندسه کاربردی ! ما فکر کردیم یه امتحان ساده هست و اینا ! شروع کردیم از ۸ به کار کردن . ساعت ۱:۳۰ من تازه فهمیدم که این فایناله !!!! نمی دونم بقیه هم می دونستن آیا یا نخیر آیا ؟! اما اینطور که معلومه کسی نمی دونست !
اما خوب بنده نمی دونم کارم تحویل استاد جان میشه آیا یا نه ؟! کارم پیش یکی از بچه ها بود که مقطعی که من کشیدم رو بکشن بعد دیگه من اومدم ! تحویل دادین کار منو یا نه ؟!!!!!!!

شب یلدا هم گذشت ! خوب بود . خاله و دایی ها اومدن خونه مون ! ماشالله دستشون درد نکنه . هر کسی با خودش یه چی آورده بود . آدم نمی دونست کدوم رو بخوره . عکس اون شب هم که از میز گرفتم هستا !!!!!! اما هنوز رو موبایله . خوب بود .

اما در کل هفته ی خوبی رو نگذروندم ! اخلاق مخلاق نداشتم . چندین و چند بار به همه پریدم و دعوا کردم . خدا به خیر بگذرونه !!!!

دلم بارون می خواد ….

نوشتن تو یه جای جدید یه کم  حس غربت داره . اما خوب عادت می کنم ! دوستش دارم ….

راستییییییییییییییییییییی ماه مبارک دی اومد ! مبارکتون باشه ….

مانا باشید و شاد

بعدا نوشت : دیروزززززز توی دانشگاه مسابقه سازه های ماکارونی بود . خیلی دوست داشتم برم . اما خوب نشد . اسکیس سر کلاسمون زیاد بود . بعد خیلیم شلوغ بود سالن آمفی تئاتر.
سازه های سبک باید ۵ دقیقه ۲ کیلو بار رو تحمل می کردن . که سبک ترین سازه ۵۹ گرم بوده ظاهرا ! خیلیییییییی باحاله . سازه ی سنگین هم ۷۶ کیلو بار رو تحمل کرده بود . واییییییییی خیلیییییییییی باحال بید خیلیییییییییییی. ما نیز جوگیر شدیم در آینده شاید شرکتیدیم . همین

شروع دوباره

۲ دی ۱۳۸۷

سلام !

اینم منزل جدید !

به لطف آقای پدرام خان ما هم ورد پرسی شدیم ! ممنون . حسابی زحمت کشیدی .

ممنون و …..

۱ دی ۱۳۸۷

مریم جون ,آقا وحید خیلی ممنون به خاطر دیشب . دستتون خیلی خیلی درد نکنه . حسابی زحمت دادیم . ممنون . دیشب هم رفت به خاطره ها ! ( عکس دسته جمعی نگرفتیم ) !

……

این هفته هم مث هفته های دیگه گذشت . خوب و بدش هم دیگه خیلی مهم نیست !!!!
بعضی روزا شاد و خوب بعضی روزا هم ….. !!!!

وسط نوشت پنجره ای : عکس از پنجره م گرفتم اما مجددا مموری ریدر عزیز نیستش . هر روز گم میشه .
بعدا نوشت : مموری ریدر دقیقاااااااااا کنار مانیتور بود !!!!!
my win

خیلی دلم می خواد یه چیزایی رو بگم اما متاسفانه نمیشه ! نمیشه هر حرفی رو هر جایی زد ! فقط خیلی دلم می خواد ……….. !!!! بیشتر از این جایز نیست .

جدیدا یه سری از حرفا رو پشت سر خودم می شنوم که میشم !!!!!!! لطفا بی دلیل و مدرک حرف نزنید ! نمی بخشم هر کسی رو که بخواد حرف بیخود بزنه ! می دونم منتظر بخشش من نیستی اما بدون که ……. !!!!

فردا میان ترم ” ریاضیات عمومی و آمار ” دارم ! هیچی هم بلد نیستم ! دعا کنید خوب بشه و من پاس کنم این درس رو !!!! شیرینی میدما اگه پاس شدم !!!!

روزای آخر پاییزه ! زمستون هم داره میاد ! آقا خداییش سرده …..

اگر یادتان بود و باران بارید دعایی هم به حال بیابان کنید !

پی نوشت شنبه ساعت ۱۱:۴۴ بعد از ظهر : امتحان ریاضی کنسل شد توسط اینجانبان و به جمعه بعد موکول شد !!!!!!!!

میگمااااااا !!!!!!!!

۲۶ آذر ۱۳۸۷

  میگمااااااااااا قضیه چیه که من پریروز پروفایلم رو چک کردم بدهیم به دانشگاه ۱۷۴ تومن بود امروز که چک کردم که بخوام پول رو واریز کنم شده بود ۲۰۲ تومن   ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
حالا یکی از دوستان رو  زحمت دادیم که بره بپرسه !!!! دستش درد نکنه . آقا شرمنده !!!!

هوا هم سرد شده هاااااااااااا ….. اما فکر نکنید به جز همون یه مانتو و اینا من خدایی نکرده یه لباس گرم می پوشمااااا نخیر . تا توانی از هوای سرد لذت ببر ! ( بر وزن همون تا توانی دلی به دست آور ! …. دنبال ربطش نگردید همون ربطش به بی ربطیشه !!!! )

هورا هورا فردا حاجیا از مکه میان . خاله فاطی جونم میاد .
زیارت همه قبول باشههههه   .

هوووووووووووووررررررااااااااااااا !!!!! ( این مدل گفتن مخصوص من و آنی هست . ) وقتی کارمون تموم میشه اس ام اس میدیم که تموم شد یا یه کاری رو می خواستیم انجام بدیم که انجام شده این رو اس ام اس میکنیم .
چند شب پیشا اس ام اس از آنی : هوراااااااااااااااااااااا !!!!
من : کوووووففففففتتتتتتت تموم شدی ؟
آنی : نه ! ولی می خوام بخوابم .
  حالا این کجاش هووووووووووووووووووووورررررااااااااااا داشت خدا می دونه !!!!

وای امروز باید کار پنجره مون رو تحویل بدیم ( ساخت پنجره با تخته سه لایی یا فیبر ! ) انقذه خشکللللل شدههههه . بعد عکسش رو میذارم اینجا ببینید . به قول استادمون : از این پنجره بوشهریا ! حالا از این پنجره ها همه جا هستا !!!!

پنج شنبه و جمعه دانشکده انسانی تعطیله فقط ….. یعنی ما یه کم شانس نداشتیم که امتحان میان ترم ریاضیمون بپره !!!!!!!!

عیدتون مبارککککککککک !!!!!!!!!!!

سلام …. موفق باشید

قرار وبلاگی

۲۰ آذر ۱۳۸۷

دیروز خیلی خوش گذشته . مرسی از همه ی دوستانی که اومدن و همه ی کسایی که زحمت هماهنگی و خرید و بقیه ی ملزومات ( همینه ؟ خودشه ؟ ) رو کشیدن .

این پراید سفید به شماره پلاک xxx می خواست فرار کنه ها ( همونی که غذا و بقیه ی وسایل توش بود ) !!!! من به زور نگهشون داشتم . اون وقت شما می رفتید اونجا خشک و خالیییییییییییی . ببینید من چه آدم دلسوزی هستم . کیه که قدر بدونه    !!!!!

نمی فهمم ملت سیچه گاز می گیرناااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟   یا مشدددددد !!!!!!!  

سقوط آزاد آقای هادی ایکس از روی تاب هم یه خاطره بود اما بنده خدا فکر کنم کمر دردی گرفت که …..   .

سیب زمینی ها موندنا . بذاریمشون واسه دفعه بعدی ؟   یا ریشه می کنن ؟!

چرا نیومدین واسه بستن زنجیره انسانی ؟! ما رفتیم زنجیره انسانی بستیم شعار هم دادیم . انرژی …….  

* خواستم عکس بذارم از دیروز ( اون عکس دسته جمعیه ! ) اما گفتم اول یه نظر خواهی کنم ببینم همه راضین آیا ؟!!!!

به امید برنامه های بعدی

پی نوشت : تو دنگت دادی ؟

این ناهار : 
        

اینم عکس دسته جمعی:
      
       

و اینم زنجیره انسانی :
                      

بقیه ی عکس ها رو هم از اینجا می تونید ببینید : ما ۲ نفر

همین !

۱۵ آذر ۱۳۸۷

حوصله م سر رفته !

دلم گرفته !

هیشکی نیست !

همین !

 

دیروز واسه کلاس درک و بیان محیط رفتیم بافت قدیم و اسکیس زدیم . تقریبا بچه های ۲ تا سکشن بودن ! شلوغغغ !!!! خفن :دی ! زیر آفتاب مستقیم ! خوب بود ! جای همه خالی  ….

بارووووووون

۱۱ آذر ۱۳۸۷

  خدا جونم مرسی که دل یک کودک * رو شاد کردی !

* دقیقا و اکیدا منظوراز کودک خودم بودم و لا غیر !

دیروز بارووووووون اومد در حد تیم ملی   . البته صبح ! دیگه بعد از اون ما بارونی ندیدیم !
هوا اینقدر خشکللللل بودددددد   !
جون میداد پاشی بری یه جای خشکل کنار دریا   ….  جاشم من بهتون بگم ؟! ده دیگه خودمونی نشید . یه کم خلاقیت به خرج بدید !

                  rain

نیاز نوشت : ۳ تا پلان از منازل مسکونی حداقل ۲ طبقه می خوام که هر کدوم ۲ تا هم نما داشته باشه حداقل !!!!! کمکککککککک !!!!!!!

پی نوشت : دوستان بوشهری لطفا به وبلاگ جاده های روشن ( محمود انصاری ) مراجعه کنید !

RSS