۱۱ بهمن ۱۳۸۷
زمزمه ی بارون داره داد می زنه
عطر تو فراوون فریاد می زنه
میون گل ها دارم خواب می بینم
.
.
داره بارون میاد .خیلی ریز ریز . خیلی خشکله . الان باید کجا باشه آدم آخه ؟!!!!!!!!! تو خونهههههه
؟؟؟؟؟ نهههههههه ……
.
.
.
.
از دیروز تا حالا شونصد بار سایت دانشگاه رو چک کردم ببینم نمره م مونده یا من خواب دیده بودم
؟! ولی نه خدا رو شکر مونده
….
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۲۹ نظر »
۱۰ بهمن ۱۳۸۷

.
.
.
.
ریاضیات عمومی و آمار
.
.
.
.
پاس
……. اصلا هم نمره م لب مرزی نبوده ( به خدا نبوده
!!!!!! )
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۲۷ نظر »
۹ بهمن ۱۳۸۷
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۲۲ نظر »
۷ بهمن ۱۳۸۷
واسه شونصد نفر دلسوزی همه چیز رو می کنی و یه تشکر هم نمیشنوی ( اصلا مهم نیست ! ) , یه بار یه نفر واسه ت دلسوزی می کنه و تو هزار بار به طرق مختلف ازش تشکر می کنی ( اینم اصلا مهم نیست ) اما تا دنگ دنگ قیامت می کوبه توسرت که فلان بار فلان جا فلان وقت من برات دلسوزی کردماااااا یادت هست ؟!!!!!
می خوام عامو صد سال سیاه دلسوزی نکنی ! تو سرتم خورد !!!!
چرا آیا واقعا ؟!
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۴ نظر »
۵ بهمن ۱۳۸۷
با جون کندن بالاخره امتحانا تموم شد ! مونده بودم این ریاضی آمار رو حذف کنم مثل خیلی ها یا نه ؟! اما خوب به این نتیجه رسیدم که به امید لطف استاد برم سر جلسه و امتحان بدم
اصلا دلیل از این محکم تر و بهتر
؟!!!!
امتحان هم بدددد نبودددد اما خوب هم نبودددد
lt; . همون لطف استاد فقط ! از این همه آدم یکیتون هم این بشر رو نمیشناسید
. خو چیه ؟! همین یه بار !!!!
آخه پیش نیاز “ایستایی” ترم بعد هست . “ایستایی” هم پیش نیاز”مقاومت مصالح و سازه های فلزی” ترم ۳ و “سازه های بتنی” ترم ۴ هست !!!! چکار کنم آیااااااا ؟!!!!!!
جمعه یه کم بارون اومد اما صبح زود بود . فکر نکنم کسی تونسته باشه بره زیر بارون
…….. افسردگی دوری از بارون گرفتم
….
تا ۲۹م تحویل پروژه !!!!!!!!! مامااااااااااااان . یعنی اصلا وقت نمیشه رفت جایی
…. مقوا ماکت کرم رنگ گیر نمیادااااااا !!!!!!!! چه بکنیممممم ؟!!!!!!!
.
.
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دور ها و دور ها
ز سرزمین عطر ها و نور ها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها , ز ابر ها , بلور ها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شور ها
به راه پر ستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان ,به بیکران ,به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوج ها
مرا بشوی با شراب موج ها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خراب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود
” فروغ فرخزاد”
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۲۳ نظر »
۱ بهمن ۱۳۸۷
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۴۰ نظر »
۲۹ دی ۱۳۸۷
آن روز ها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها به یکدیگر
آن بام های بادبادک های بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
.
.
.
.
“فروغ فرخزاد”
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۲۲ نظر »
۲۸ دی ۱۳۸۷
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۱۶ نظر »
۲۶ دی ۱۳۸۷

IMG_4424
Originally uploaded by maryam-basti
کیک تولد من
فرستاده شده با موضوع وب نوشت های مریم | ۳۱ نظر »
۲۴ دی ۱۳۸۷

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
.::مریم خانومی نوزدهمین سال آغاز شدنت را تبریک می گوییم::.
فرستاده شده با موضوع دستهبندی نشده | ۲۶ نظر »