سلی . حالت خوفه ؟! ( حتما مستحضر هستید که این لهجه ی جیگر جناب آقای کلاه قرمزی بزرگ
هست که ؟! پس لفطن با همون لهجه بخونیدش ! با تشکر – ت به کسر – .
اینجانب خانوم مریم خانومی
- به به به به ! – کجام ؟! خوب مهلومه کجام دیگه ! این کودک توانا – بابا منظورم خودمم . همون این بنده ی حقیر – مشغول پروژه ی عظیم و خیلی بزرگ ” فعلا ” طراحی یک عدد سوییت دانشجویی هستم
. تا ساختش هم خدا کریمه
. واسه اون وقت زیاده !!!!!
یه طرحی زدم در حد تیم ملی
. خودم خیلی بسیار زیاد دوستش دارم
– یه چی تو همون مایه های سوسکه به بچه ش میگه قربون دست و پای بلوریت ! – . حالا شما دوس ندارید دیگه من نبدونم . سلیقه هر کی متفاوتهههه !!!! ده اصن می دسته خودته که خوشت نیاد
؟ باید خوشت بیاد . دارم زحمت میکشم پاش
. عرق جبین میریزمممممم زیر کولر !
در راستای اینکه دیگه گفتیم چی کارش میشه کرد بابا. بشین زندگیت رو بکن و تو رو چه به غمگین بودن و اینا دیگه تصمیم گرفتیدم که بچه خوبی باشم و کم غضه بخورم و کمتر اذیت بشم
- قربون خودم برم که این همه حرف گش کنم ! …. خودشیفته هم خودتی ! - . آخه نه که نحییییییییییییییییییییییف شدم . از اون لاحاظ میگم ! …. خو میگی چی کار کنم خووووووو ؟؟؟؟؟؟ یه روز میگین به درک غصه بخور یه روز میگین غلط می کنی غصه بخوری . میشه تکلیف منو روشن کنین پیلیز
؟!!!!
امتحان ایستایی هم بد نبوددددددد . خداییش خونده بودم در حد از این تیم فوتبال خوبا ! خوبم بلت بودما . رفتیم سر جلسه !…….. چه همه آدممممم !
!!!!! خو اینا اصن کی هستن
؟ چرا من تا حالا سر کلاس ندیده بودمشون
؟! رفتیم سر جلسه و خولاصه شونصد رنگ خودکارمونم در آوردیم که حسابی گل منگلیش کنیم و اصنم فک نکنین شونصد بار ماشین حسابم افتاداااااا
!!! نههههه اصن از ای فکرا به مغزتون راه ندید ! ( ولی خداییش دیگه امیدی به کار کردنش نداشتم
! ) …. اوسا اومد و سوالا رو داد و من شروع کردم حل کردن ! نبدونم والاااااااا . من سرعتم کم بود یا بعضی از بچه ها سرعتشون بالا بود
؟! من تازه داشتم سوال یک رو پاکنویس میکردم دیدم کلیا بلن شدن ! من سرخ شدم آبی شدم زرد شدم ووویییییییی تموم نمیشه
! سوال ۲ هم به خوبی و خوشی حل کردم . رسیدیم سوال ۳ ! به به چه سوال خوفی ! سیفیلم – همون سیبیل خودمون ! – که نداش
! نصفه حل کردم و وقتی دیدم خو نمیشهه بابا نمیشه . بلد نیسی خودکشی نکن ! رفتم سراغ سوال ۴ ! نگاش کردم . دیدم به بهه چه سوال خوفی. سیفیل داش این هوا
! دیدم شکلش سخته . خیلی ریلکس خودکارام و جم کردم اصنم فک نکنین دقیقا همون موقع باز ماشین حسابم نیفتادااااااا ….. نههههههه . ووی توبه ! خیلی شیک رفتم برگم و گذاشتم و راهی اون عقب مقبای سالن شدم و منم که دوست دوستتتتت . منتظر شدم بیان که یه وخ خدایی نکرده اکه سوژه موژه ای پیدا شد تک خوری نباشه و خودم تهنا بخندم
!
بعد اصنم فک نکنین خدایییی نکرده بچه ها چشماشون نشده بود دیده ماهیاااااا ! نههه
. خو دیده یه دونه ماهی با هم نبود . دیده ۲ تا ماهیو به هم چسبوندیده بودن قشنگ ۳۶۰ درجه رو دید میزدن بلکه یه وقت یه چیزی از برگه های بقیه نصیبشون شه
!
یه ۱۰ مین مونده بود امتحان تموم شه دیدم صدای بچه ها رف بالا و اوسا برگه ها رو جم کرد ! چی شد خووو ؟!!!!!!
بچه ها : اوسا امتحان رو باطل اعلام کرد ![]()
!!!!!!!!!!
به به ! چه کنیم جالا ؟! به بیان خیلی ساده تر و اینا فک کنم اوسا منظورش این بود که ایشالا ترم بعدی باز می بینمتون
!!!!!!
من نبخوام بیفتمممممممممممممممم
.
حوصله ی من دیگه سر میره !!!!!!! – لهجه به همون لهجه ی جیگرم جناب آقای رد هت
! -
انقذه حوصلم سر رفتهه . انقذه سر رفتههه . نبدونم چه بکنم
؟! یعنی کف کردم در حد بنزززززززز . هوا هم گرمممممم شده اونم باز در حد بنزززززززززز اصن نمیشه رف بیرون
. تازه حالا باز هر ۲-۳ روز در میون یه سر میریم یونی . بعده این چه کنیم آیا ؟؟؟؟ کپک میزنیم خو
!
دیروز از صب که پاشدم دقیقا تا وقتی که رفتم کلمو گذاشتم رو بالش پای پی سی بودم . دیگه چشمام داش در میومد
.
امروزم باز همین بود . فقط وسطش یه سر رفتم خونه سرورینا و مخشامونو کشیتیم .
اگه سیمین نبود من آخه به کی غر می زدم آخههههه ؟!!!!! مرسی عزیزم که غرغرا رو تحمل کردی
!
این فاکتور۸ هم کلا فیلم بدی نبود . اما صحنه – صحنه نه ! صحنه – های بعدیش دقیقا تابلو بود که چی میشه !
ولی خو کلا واسه رفع بیکاری بد نبود .
اممتحانای مدارس داره تموم میشه . خو منم می خوام خوووو
!!!!!
خیلی حرف زدم ؟ تلافیه این همه وقت که زیاد نمی نوشتم پست هام کوتاه بودن !!!!
موفق باشیدددددددددد ![]()
![]()
پی نوشت یادمان : فقط امروز خواسم بنویسم که یادم باشه امروزم می تونس روز خوبی باشه اما نشد
! حتما خدا بهتر میدونه چرا
!
پی نوشت ایموشنی : ندید بدید که میگن دقیقا خودمم
. چقد رینگی ویلینگی شد .
پی نوشت تاریخی : شروع پست = ۸ خرداد – پایان پست = ۹ خرداد

