چهاردهمین نامه به خدا: دیگه به کی پناه ببرم

چهاردهمین نامه به خدا: آرامش من، دل به کرمت بستم

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای مهربونم… سلام به کسی که همیشه می‌بخشه و همیشه گوش می‌ده. خدایا امروز دلم گرفته بود، اومدم فقط با تو حرف بزنم. به هر دری زدم، هیچ‌کس جوابم رو نداد. هر راهی رفتم، بسته بود. خدایا من آرزو داشتم سربازت باشم، برای رضای تو بجنگم و جانم را فدای […]

سیزدهمین نامه به خدا: آتش نشان حق الناس

سیزدهمین نامه به خدا

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای دلبر من خدایا! از دیروز که ماجرای طوبی‌خانم و حقوق بازنشستگی پدرش را شنیدم، دلم آشوب است و آرام و قرار ندارم. حالا انگار با تمام وجود غربت آدم‌ها را در دنیای پس از مرگ حس می‌کنم؛ چه جای عجیبی است آن‌جا، وقتی دستت از هر کاری کوتاه است […]

دوازدهمین نامه به خدا: دلیل آمدن مان را فهمیدم

دوازدهمین نامه به خدا: دلیل آمدن مان را فهمیدم

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای عزیز و حکیم احساس می‌کنم جمعه‌ها خاص‌ترین روز هفته‌اند؛ انگار جمعه‌ها روزِ فهمیدن‌اند، روزی که دل، یکهو چیزی می‌فهمد که تا دیروز از کنارش گذشته بود. امروز ناگهان حسی در دلم نشست، انگار فهمیدم چرا به این دنیا آمده‌ایم. البته مطمئن نیستم درست باشد، اما دلم می‌گوید ما آمده‌ایم […]

یازدهمین نامه به خدا: مثل برق گذشت اما نه آنطور که باید

یازدهمین نامه به خدا: مثل برق گذشت اما نه آنطور که باید

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای مهربان و آمرزنده ام داشتم کتاب زندگی شهید مصطفی صدرزاده را می‌خواندم؛ به بخش کودکی و نوجوانی‌اش رسیده بودم. او هم مثل شهید ابراهیم هادی، روزهای کودکی و نوجوانی‌ای داشت که هرکسی را به شوق و تحسین وامی‌دارد. ناگهان یاد نوجوانی خودم افتادم… چه بیهوده گذشت آن روزها. من […]

دهمین نامه به خدا: دعای مادرم و خوشحالی بی پایان

دهمین نامه به خدا: دعای مادرم و خوشحالی بی پایان من

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای مهربان و لیاقت‌بخش. خدایا، هنوز باورم نمی‌شود… تو از همه بهتر می‌دانی که چقدر آرزوی شهادت در دلم بوده و هست. به همه‌ی ائمه علیهم‌السلام متوسل شدم، چون مطمئن بودم خاندان علی (ع) آن‌قدر مهربان‌اند که دست خالی‌ام برنمی‌گردانند. اما با این حال، دلم آرام نمی‌گرفت. در دل می‌گفتم: […]

نهمین نامه به خدا: آرامش است آخرِ اضطراب‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای زیبای آرامش بخش من. روز عجیبی بود؛ اضطرابم لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد تا آن‌جا که نه تمرکز داشتم و نه توان انجام کاری. در اوج این بی‌قراری، به آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» پناه بردم. نماز که خواندم، ناگهان دلِ آشوبم آرام […]

هشتمین نامه به خدا: حسین(ع) دیوانه ام کرد

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر خدای بزرگم، سلام بر خدای چهارده معصوم که هر چه گویم نتوانم ذره ای شکرت را به جای آورم. خدایا…در عجبم، در حیرتم، سرگشته‌ام و شرمنده. یادم می‌آید آن سالی را که در خانه نشسته بودم و از روی نادانی غر می‌زدم؛ چرا صدای دسته‌های عزاداری عاشورا این‌قدر بلند […]

هفتمین نامه به خدا: بدست امام حسن(ع) برسان

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدای من، سلام هستی بخش، سلام دلبر من. خدایا، معبودا! این نامه را به امام حسن(ع) برسان؛ همان امامی که مظلومانه زندگی کرد و یاد شجاعت‌ها و بزرگواری‌هایش نیز مظلومانه در غبار فراموشی مانده است. امام حسن جان. سلام و رحمت خدای متعال بر شما باد. آقا جان، شما چقدر […]

ششمین نامه به خدا: وقتی زمان ایستاد

بسم الله الرحمن الرحیم سلام آرامش من، سلام معبود من، سلام ای عزیز و حکیم. خدای من، نمی دانم چطور باید ازت تشکر کنم که صبحم را با این آیه زیبا غرق در آرامش کردی. وقتی آن را خواندم، انگار زمان متوقف شد. عقربه‌های ساعت ایستادند، دنیا ساکت شد و فقط بزرگی و آرامش تو […]

پنجمین نامه به خدا: سلام طبیب من

بسم الله الرحمن الرحیم سلام مهربانم، سلام معبودم، سلام خدای من، سلام طبیب من. تازه فهمیده‌ام که در این دنیا، تنها یک پزشک واقعی وجود دارد؛ و آن تویی. تو که انسان را بهتر از هر کسی می‌شناسی، چون خودت او را آفریده‌ای. با این حال، ما برای درمان دردهای روحی و ذهنی‌مان سراغ روانپزشکان […]